تبليغاتX
مروارید های فروزان
مباحث و مسایل روز، ماجرا های واقعی و مسایل اجتماعی دیگر

اندوهگین  نباش !

مصیبت دیدگان را مایه دلجویی و شکیبایی خود قرار بده !

مگر نمی بینی به راست و یا چپ نگاه کنی ،‌ هر سو فردی مصیبت زده و رنجدیده ، مضطرب و نگران نشسته است !!!

یا در هر خانه ای زنی به نوحه سرایی پرداخته و بر هر گونه ای اشکها سرازیر است ...

حال می بینی که مصیبتها  کم نیستند! و شکیبایان  هم بسیارند  !

بدان که تنها تو به مصیبت گرفتار نیستی...!

کافی است  که به درد و رنج،  بلا یا مصیبت دیگران نظری بینداری می بینی که مشکلات و مصیبت های تو  ناچیزند !

وقتی که ...

بیمارانی که سالها بر بستر بر راست و یا چپ می غلتند و در بین آنها باز کسانی هستند که توان غلتیدن  هم ندارند، آنها از درد و بیماری  ناله  و فریاد سر داده اند ...

 بازهم اگر خیلی ناراحتی...

خبری از زندانیان بگیر ، زندانیانی هستند  که سالهاست در گوشه زندان افتاده اند و هنوز خورشید را ندیده اند و جایی جز سلول خود نمی شناسند .

وای چه سخت است که زنان و مردانی بسیاری می بینی ، که جگر گوشه ها و فرزندان دلبند شان را در عین نوجوانی و جوانی ،  درست زمانی که تازه بهار عمرشان شکوفا شده  از دست داده اند و داغ از دست دادن فرزند کمر پدر  و مادر را خم کرده است...

حال ببین مصیبت  تو بیشتر است یا آنها ...

دیگر وقت آن رسیده است که اینها را مایه تسلیت و دلگرمی خویش قرار داده ! و خود را تسلی دهی !

یقین بدان این دنیا برای آدمهای خوب و با ایمان همانند یک زندان و بلکه بالاتر از آن ، سراچه غمها و بلاهاست ...

حال لبخند بزن و بر روی غمهای دنیا بخند!!

 بگو که تو هر گز تسلیم دنیا نمی شوی و  تازیانه زمان ایمان تو را سست نمی کند...

بقلم : اویس بادپا

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 5:40  توسط بازیچه زمان | 

 نگران نباش و خود را ملامت نکن

اتفاق های گذشته و آینده از تقدیر بوده و تقدیر الهی رقم خورده  و اینک دفتر تقدیر بسته شده است ، نمی توان هیچ تغییری در آن ایجاد کرد  بنابر این آنچه را که مقدر شده اتفاق خواهد افتاد ...

بدان که با غصه خوردن و ناراحتی های توی چیزی تغییر نمی کند همان بهتر است که به خداوند متعال ایمان داشته باشی و به رضای او تن دهی !!!

خود را با نگرانی ها هلاک نکن ! چون امکان ندارد با غم و اندوه جلوی گردش روزگار را بگیری و  روزگار را وادار کنی که رحم آید و تغییر کند ...

تو نمی توانی با غم خوردن و فریاد کشیدن و یا زانوی غم را در بغل گرفتن خورشید را نگه داری ، عقربه های زمان را به عقب برگردانی ؛ با قدمهایت به عقب برگردی تا شاید به گذشته برسی و آبی را که بر زمین ریخته دوباره به لیوان خود برگردانی !!!

غم مخور کسی که غم می خورد همانند موج دریاست که جوش می آورد  و خودرا به بیرون پرتاب می کند اما باز بطرف دریاسر می خورد و به  دریا می ریزد

کسی که می خواهد با غم اندوه همنشینی کند همانند...

زنی است که هرچه را می بافد باز آن را  رشته و پنبه می کند!

ویا مانند کسی است که در مشک سوراخ آب می ریزد!

یا اینکه مثل نویسنده ای می ماند که با انگشتان خود بر روی آب می نویسند

از این که روزی حتما این دنیای فانی را رها کرده و به دنیای ابدی قدم می نهی  اندوهگین ناش!

بدان عمر واقعی تو همین لحضه هاست که در آن زندگی می کنی و اگر گرم است یا سرد است برای همه است .

تو اگر فردی امیر و ثروت مند باشی یا غریب و فقیر  همانند دیگران کام مرگ می روی و همانند همه در خاک دفن می شوی!

پس بی مورد روز هایت را با ناراحتی و اندوه صرف نکن ، شب هایت را با غم و غصه از دست مده ...

زندگی ات را بی خود تلف نکن

بدان خداوند اسراف گران اشیاء را دوست ندارد و اگر تو زندگی ات را اسراف کنی و مفت به هدر دهی  خداوند را می رنجانی!

دوست خوب من هیچ وقت به رحمت های الهی نا امید نباش !!!

هیچ وقت از یاد خدا غافل مشو!

یقین بدان پروردگارت آمرزگار و توبه پذیر است .

 

نوشته : اویس بادپا

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 11:39  توسط بازیچه زمان | 

 

عصای پیر ، بر پیرمرد تیکه زده بود و پیر مرد اورا به دنبال خود می کشید.

سنگ آسیاب دلتنگ بود و الاغ او را به گردش برد .

آسب رام بود و نجیب ، تا  زمانی که چشم هایش بسته بود.

شب از تاریکی می ترسید و دامان صبح پناه برد .

عنکبوت اندوه گین ، در گوشه اتاق نشسته و تار می زد .

کودکی به زمین خورد و اورا بجرم زمین خواری دستگیر کردند.

خورشید به وقت رفتن خون می گریست .

در حالی که تابستان  در تب می سوخت،  پاییز رنگش پریده بود  و زمستان  موهایش ار پیری سپید شد، اما بهار همچنان عشق جوانی در سر داشت .

فرصت تا خواست چمدانش را ببندد از دست رفت.

سیم تلگراف پارشد و حرفها بروی زمین ریخت.

مرد حوصله اش داشت از سر می رفت زیرش را خاموش کرد .

 از مجله موفقیت .نوشته :مرادی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 4:26  توسط بازیچه زمان | 

هوا بارانی  بود و خدا از همیشه به من نزدیکتر،  در آن لحضه  زمزمه  در وجودم احساس کردم .

ندایی آمد

 آی انسان به باران بنگر ببین چگونه خودرا عاشقانه فدا می کند تا حیاتی نو به ارمغان آورد  و به آفتاب نگاه کن که صادقان می سوزد تا گرمای وجودش چرخ زندگی را بچرخاند .

حال ای انسان به این خاک بنگر که با چه گذشتی به همه اجازه می دهد تا از زره زره وجودش بهره ببرند و به ماه نگاهی بینداز که چگونه  نور را از آفتاب می گیرد  تا تو در تاریکی شب نهراسی .

آره دوست من گفتنی ها و دیدنی ها که ما را به فکر وا دارند بسیارند اما متاسفانه  اما درک و اندیشه من و تو خیلی پایین تر از این هاست  که از این حقایق درسی بیاموزیم ...

پس از لحضاتی سکوت مطلق  دو باره همان  منادی به من گفت :

ای انسان ای کسی که پروردگار تو عظمت تورا بحدی رساند که فرشتگان خاص الهی نیز برتو سجده کردند  اما تو در عوض چه راهی در پیش گرفتی...

ای انسان مگر تو از خاک نبودی که خداوند تو را اینقدر محبوب قرار داده بود!

ای انسان تو که از خاکی  پس چرا فروتنی و گذشت خاک را در خود زنده نمی کنی ...

ای انسان تو روزی پاک و بی آلایش بودی...

فراموش نکن پروانه معصومیت را از تو آموخت و پرستو حقیقت عشق را از تو گرفت ...

فراموش نکن خداوند مقام تورا به حدی رساند که جبریل بلند مرتبه ترین فرشتگان نیز به آن نرسیده

این انسان اگر راه را گم کرده ای بسوی کتاب و سنت الهی  رجوع کن راه ها ی همواری در پیش و روی تو قرار می دهد

فراموش کند خداوند تو از تمام نزدیکانت در دنیا  بیشتر توست می دارد

این قول الهی به توست ای انسان تو اگر دریچه ای بروی من بازکنی من درب های رحمتم را بسوی توباز می گشایم

اگر تو یک قدم به طرف من بیایی من ده قدم بسوی تو بر می دارم

و باز می گوید در های رحمت و مغفرت من برای همه باز است اگر کسی از بندگان در لحضه ای که بخواهد وارد شود

الابذکرالله تطمئن القلوب

بقلم : اویس بادپا

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت 19:30  توسط بازیچه زمان | 

 قلب، كبد و كليه را فعال مي كند.كاسني گياهي پايا، علفي به ارتفاع 5/0 تا5/1 متر است. ريشه اي قوي و دراز به رنگ قهوه اي دارد. برگهاي آن متناوب و پوشيده از تارهاي فراوان در اطراف و گلبرگهاي مياني است.قسمت مورد استفاده كاسني، برگ، ريشه و دانه آن است.فوايد:اين گياه در پزشكي اهميت بسياري داشته است. به طوري كه ابن سينا پزشك بزرگ مسلمان در مورد گياه كاسني و خواص آن رساله اي نوشته است.دانشمندان علم گياه شناسي براي اين گياه خواص و آثار زير را برشمرده اند:ـ كاسني باز كننده و حمل كننده ماده بيماري كبد است.ـ كاسني مسكن عطش و حرارت دروني است. كاسني در درمان التهابات معده و پاك كردن مجاري ادراري، مؤثر است.ـ اگر آب پخته كاسني را با سكنجبين ميل كنيد بهترين داروي تب هاي طولاني و مداوم است.ـ ماليدن آب كاسني به محل هاي خارش بدن بسيار مفيد است.ت غرغره آب كاسني با فلوس براي درد گلو، ورم و سوزش گلو مفيد است. فرمول مذكور براي درمان ورم حلق (لارنژيت) و تورم مفصلي نافع است.ـ مصرف تخم كاسني، كمي با حالت تهوع همراه است كه بايد در آن سكنجبين اضافه كنيد. ـ ريشه كاسني در باز كردن و روان شدن اخلاط بسيار مؤثر است.ـ ريشه كاسني، مجاري گوارشي را پاك مي كند و بهترين تصفيه كننده خون است. ريشه كاسني در از بين بردن ورم احشا خيلي مؤثر است.ـ ريشه كاسني بهترين دارو براي آب آوردن شكم است و در نفخ و تحليل مواد بسيار نافع است. ريشه كاسني براي تقويت معده، زياد كردن ادرار و رفع درد مفاصل و ضد يرقان مفيد است.ـ عرق كاسني كه از گياه تازه كاسني گرفته شده باشد براي خنكي به كار مي رود.ـ برگ هاي كاسني داراي املاح پتاس است و جوشانده آن براي تصفيه خون، تقويت معده و اعضا به كار مي رود.كاسني انواع مختلف دارد كه ريشه و برگ هاي آن در پزشكي، در بهبود تب ها، يرقان (زردي) و انسداد مجاري صفراوي مفيد است.ـ تمام قسمت هاي كاسني مخصوصاً ريشه و برگ آن، محرك صفرا است و به عمل هضم كمك مي كند و اثر آن در نارسايي هاي كبدي، قولنج هاي كبدي و ناراحتي هاي صفراوي بارز است.كاسني در ازدياد نطفه و زيبايي چهره كودك تازه متولد مفيد است.كاسني انسان را از ابتلا به قولنج نگه مي دارد.ـ كاسني، توان و نيروهاي بدني را تجديد مي كند. كاسني در ضعف اعصاب، ضعف چشم و فشار خون مفيد است.كاسني، قلب، كليه، كبد را فعال و با نشاط مي گرداند. كاسني رحم را به وظيفه طبيعي خود وا مي دارد.ـ برگ كاسني، داراي مقداري ويتامين«ث»‌است و لذا در حفظ جواني مؤثر است. برگ كاسني، زهر طحال را از بين مي برد و كيسه صفرا، يرقان و دردهاي معده و كبدي را معالجه مي كند.

بازیچه زمان: برگرفته از سایت نیکی صالحی

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387ساعت 12:43  توسط بازیچه زمان | 

 مرد باتقوا، براي تأمين مخارج خانه جز به كسب حلال روي نمي‌آورد و به غير از مال حلال مالي قبولي نمي‌كند. او با تحصيل حلال الهي مقيد به رعايت حقوق تمام افرادي است كه از طريق كسب و تجارت با او سرو كار دارند، و به عبارت ديگر از وجود او در بيرون از خانه به بندگان خدا ضرر و زيان نمي‌رسد. او به خاطر تقواي الهي دور حرام نمي‌گردد، و گنج عفت نفس و قناعت را از دست نمي‌دهد.

مرد باتقوا چون از كسب و كار فارغ شود و به خانه باز آيد، تمام كوفتگي و خستگي خود را كنار درب خانه مي‌ريزد و با نشاط و شادي و خوشدلي و خوشحالي وارد خانه مي‌شود، به همسرش لبخند محبت مي‌زند، و زحمات روزانه ي او را نسبت به نظافت خانه، و پخت و پز، و نگهداري فرزندان «خسته نباشي» مي‌گويد، وي را ارج مي‌نهد، با او و بچه‌ها با مهرباني و محبت برخورد مي‌كند، و هر يك را در خور شأنش احترام مي‌نمايد.مرد باتقوا گاهي حلال و حرام، معروف و منكر، حسنات و سيئات را به اهل بيتش گوشزد مي‌كند و نمي‌گذارد آنان در مسئله ي دين و دين‌داري دچار غفلت شوند.

مرد باتقوا همه ي عمر و وقت خود را صرف بيرون نمي‌كند، و خنده و نشاط خود را تنها براي دوستان نمي‌برد، و در مسجد رفتن و شركت در جلسات مذهبي راه افراط نمي‌پيمايد.

مرد باتقوا به اين نكته توجه دارد كه اسلام رعايت اعتدال و اقتصاد را در تمام امور حتي در عبادات سفارش فرموده، و از كم گذاشتن از حق زن و فرزند به بهانه ي رفت و آمد با دوستان، يا شركت در مجالس نهي فرموده است.

در هر صورت مرد باتقوا، در همه ي شئون زندگي آداب لازم را رعايت مي‌نمايد، و از اين راه به استحكام بناي خانواده، و جلب محبت زن و فرزند كمك مي‌نمايد.

زن باتقوا، عفت و عصمت و پاكدامني خود را حفظ مي‌كند، با شور و شوق به كار خانه مي‌رسد، زمينه ي رفع خستگي شوهر را كه محصول كار بيرون است فراهم مي‌نمايد، از فرزندان خود به نحو شايسته نگهداري مي‌كند، با شوهر و فرزندان براساس اخلاق اسلامي رفتار مي‌كند، از عبادتش غفلت نمي‌ورزد و خانه را كانون عشق و صفا، مهر و محبت، و شور و شوق مي‌نمايد.

زن باتقوا از همسرش با تكيه بر اصول الهي اطاعت مي‌كند، به خواسته‌هاي به حق او پاسخ مثبت مي‌دهد، از عصبانيت و خشم و كبر مي‌پرهيزد، با اقوام شوهرش با مهر و محبت و اخلاق اسلامي روبرو مي‌شود، بوقت آمدن شوهر از عرصه كار و كسب تا درب خانه به استقبال مي‌رود، و به وقت خروج شوهر وي را بدرقه مي‌كند، و از وي مي‌خواهد جز حلال خدا به خانه نياور كه ما به حلال خداوند گرچه اندك باشد قناعت مي‌كنيم، و زير بار حرام نمي‌رويم: مبادا به بهانه ي داشتن زن و فرزند، و خرج و مخارج از محدوده ي مقررات الهي تجاوز كني، و زندگي را به حرام آلوده نمايي!»

زن باتقوا از چشم و همچشمي پرهيز دارد، و شوهرش را به خاطر همرنگ شدن با زندگي اقوام خود، يا اقوام شوهرش در تنگنا قرار نمي‌دهد و او را خجالت زده نمي‌كند.چنين زن و شوهري مقبول حق، و منبع خير و نمونه ي بارز انسان الهي هستند، و در ميانه آن دو همان خانه‌‌اي بوجود مي آيد كه خدا مي‌خواهد، و در فضاي آن خانه فرزنداني تربيت مي‌شوند كه حق طلب مي‌كنند.

منبع:نشريه بشري (خانواده)

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 7:41  توسط بازیچه زمان | 
داغ کن - کلوب دات کام